|
|
پس ازآن كه شيخ الاسلام احمد در كنار خانقاهش روي در
نقاب خاك كشيد ،مريدانش كه برخي حكمران و نيز
زمامداران سياسي بودند به پاسداشت ارادت خويش بناهايي زيبا پيرامون مزارش بر پا كردند .
گويا هسته مركزي اين مجموعه ، همان خانقاه معده آباد بوده كه
حدوداَ يك قرن پس از وفات شيخ در سال 633 ه ق
بازسازي گرديده و تزئينات آن تكميل شده است و در قرون
بعد به تدريج بناهايي نيز بر اطراف و طرفين بناي مركزي ساخته شد . بررسي هاي انجام شده مويد اين مطلب است ،به دلايلي نامعلوم بناهايي از
مجموعه حذف گرديده و جاي خود را به فضاهاي ديگري داده است كه
در اين بخش به انها اشاره خواهد شد . مجموعه مزار شيخ جام محل تلاقي ذوق هنري ،
استعداد ،مهارت هنرمندان و به نوعي نمايشگر
باورهاي مذهبي و تعهد الهي انان براي ارائه بخشي از جلوه هاي جاويدان هنري و تزئيني بر پايه عشق و ارادت است ، به گونه اي كه درمواجهه با
بناهاي موجود ،شاهد ارتباط متقابل عرفان و مفاهيم معماري مي
باشيم . از جمله دستمايه هنرمندان خوشنويس براي
نگاشتن كتيبه هاي زيبا بيشتر آيات و سور مباركه قرآن كريم ، احاديث پيامبر اكرم «ص» و ستايش هاي عرفاني است كه با دلي پاك و جاني وارسته
كلك خيال انگيز خويش را بر لوح جان جاري ساخته اند . بناهاي
اين مكان كه با دستان تواناي معماران و تدبير
هنرمندان با ذوق و خوش قريحه ايراني پديدار گشته ، يادگاري است نفيس و با ارزش كه در بر گيرنده رشته وسيعي از انواع اجزا و عناصر معماري و
همچنين تزئينات وابسته به آن بوده و مشتمل بر فضاهايي چون
ايوان ، گنبدخانه ، مسجد كرماني،گنبد سفيد
،مسجد عتيق، سراچه ،مسجد جامع نو ،گنبد فيروز شاهي ، آب انبار است.
|
|
|
|
ايوان مجلل و زيباي مزار شيخ احمد
جام با ارتفاع تقريبي 27 متر از ديدگاه هنري و تزئينات معماري براي هر بيننده اي تحسين برانگيز است . اين بخش از مجموعه كه در برابر
گنبدخانه بعنوان نقطه مركزي اين
مكان قرار گرفته ، از صلابت خاصي برخوردار است .
گويا درگذشته معماري ايوان مشهور
به « طاق درب » بوده كه خانم گلمبك به استناد كتاب « مقامات اولاد شيخ جام » نگاشته
شده در سده پانزدهم ميلادي نباي آن را به « مظهر بن اسماعيل » نسبت داده است . به
اعتقاد برخي صاحب نظرات شالوده ايوان درنيمه اول سده هشتم هجري ريخته شده و ساختمان آن در اواخر همان سده به پايان رسيده است.
باني ايوان رفيع مزار « شمس الدين
مظهر بن شهاب الدين اسمعيل بن قطب الدين محمد بن شمس الدين مظهر بن احمد جامي » است
كه پيش از اتمام بناي آن وفات يافته به طوري كه با مرگ وي معماري ايوان وقفه اي ايجاد مي شود و به نسبت ديواره هاي خارجي گنبد از سير تكملي
كمتري برخوردار مي گردد . حدوداَ پس از دوازده سال كار
توسط فرزند ذكورش « غياث الدين بن مظهر » ادامه مي
يابد . بنا بر تواريخ نقل شده مي توان اظهار نمود كه بناي ايوان به احتمال
بسيار
به سال 720 ه ق به اتمام رسيده است . خانم ليزا گلمبك بر اساس
شباهت نقاشي هاي دور درگاه در طرفين ايوان با سبك نقاشي قرن
هشتم هجري بناي آن را متعلق به 780 ه . ق مي داند.
|
|
|
|
شماري از محققان و باستان شناسي كه ايوان مزار جام را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داده اند بر اين باورند، طرح
و نقشه اصلي بنا هيچگاه در معماري ايوان به منصه ظهور
نرسيده است و اگر طرح اصلي به اجرا در مي آمد بايد
مشابه با سر درهاي مساجد دوره ايلخاني مي بود كه دو مناره بر فرازش قرار داد و ارتفاع آن تا زير تيزه قوس سه برابر از عرض ايوان است.
در نخستين نگاه معماري اين
ايوان القا كننده مساجد جامع يزد و اشترجان مي باشد كه مناره بر رأس ايوان
آنها
ديده مي شود اما بدليل اينكه طرح بنا از معماري متداول دوره
ايلخاني تبعيت نكرده است، ارتفاع سر در چند متر پايين تر از
اندازه رايج با شيوه معماري دوران ايلخاني ساخته
شده و بجاي دو مناره مرتفع، دو گلدسته «مأذنه» كوتاه قرار گرفته است.
آلفونس گابريل در كتاب خود «عبور از صحاري ايران» مي نويسد:
«كاشيكاري هاي
زيبا در بيشتر قسمتهاي آن از بين رفته و ملاط خاكستري زير آن پيدا شده و
زيبائي و جلال آن به آرامي و بدون وقفه نا پديد
گرديده است.»
چارلز بيت سفر نامه نويس دوره
قاجار در بازديد از اين مزار نماي ايوان را با كتيبه هايي به خط كوفي ديده به دليل ريزش قابل خواندن نبودند و از طرفي هنوز بر طاق هاي آن
نقش چند گل و بوته سالم باقي مانده بود.
|
|
|
|

|
|
برش
و
نمای ایوان
|
|
|
|
|
در واقع فضاي داخلي ايوان مسير دسترسي به سه فضاي ديگر به نام هاي گنبد خانه، گنبد سفيد و مسجد كرماني است . علاوه بر
آن در طرفين ايوان بين جزر پايه ها يكصد و يك پلكان به طور
مارپيچ مسير ارتباطي به بخش فوقاني بنا و مأذنه
ها را فراهم نموده است. با مطالعه و بررسيهايي كه پيرامون نحوه معماري بخشهايي از مزار شيخ احمد جام از سوي سازمان حفاظت آثار
باستاني – دفتر فني خراسان صورت
گرفت، حقايقي را از كيفيت ايجاد ايوان براي كارشناسان روشن نمود.ازاره ايوان كه در ابتداي مطالعات، با لايه اي از گچ پوشيده شده بود، نمي
توانست منطبق با معماري ايواني به اين عظمت باشد.
بنابراين طي اقدامي از ازاره ها لايه برداري موضعي شد
و نتيجه اي كه اين لايه برديها به همراه داشت نشان داد كه در گذشته ازاره
ايوان
در حد فاصل درگاه ورودي به مسجد كرماني و فضاي گنبد با كاشيهاي
زير رنگي به صورت خشهاي شش گوش و مثلث به اشكال متنوع
پوشيده شده بود. بنابراين گزارش، اثري از اين كاشيها
در قسمتهاي جلو و طرفين ايوان مشاهده نشد.
احتمال دارد اين بخشها در گذشته
با سنگ نما سازي شده باشند.از طرفي ضمن خاكبرداري از مجاور پي ها و كف ها دو قطعه كاشي معرق ديده شد، يكي از اين كاشيها متعلق به دوره
تيموري بوده و ظاهر الوان آن
كه به رنگهاي لاجوردي، سفيد و فيروزه اي بود نشان داد اين نمونه كاشيها در ازاره استفاده شده است.
وجود قطعه ديگري از كاشي به رنگهاي آبي و سفيد مي توانست مؤيد كاشيكاري در دوره ايلخاني باشد كه آن قطعه كاشي نيز احتمالاً
در ازاره مورد استفاده قرار مي گرفت. با توجه به اين بررسيها،
كاشيهاي دوره تيموري در ناحيه اسپرايوان و در
فاصله درگاه هاي ورودي مسجد كرماني و گنبد سفيد قسمت جلو نيز مي تواند ادامه همين دوره باشد. لايه برداري در بخشهاي ديگر ايوان با جستجوي
بيشتر و روشن شدن زواياي معماي پنهان آن منجر به پديدار
شدن دو محراب شدن و زيبا در طرفين ورودي اصلي گنبد
خانه شد كه محراب كوچك و زيبا در ظرفيت ورودي اصلي گنبد خانه شد كه محراب سمت راست به صورت كامل با گچبري هاي زيبا باقي مانده و تداعي كننده
نمونه محرابهاي دوره ايلخاني است. محراب سمت چپ در امتداد
محراب پيشين و به قرينه ايجاد شده اما در حال حاضر
فاقد هر گونه تزئينات گچبري است. در نتيجه اين محراب ها قاعدتاً بايتسي از پوشش ايوان توسط «خواجه غياث الدين» كه 12 سال پس از وفات پدرش
«خواجه مطهر بن خواجه شهاب الدين اسمعيل» اقدام به اين
كار نمود يعني در حدود سالهاي 732 تا 771 ه.ق
ساخته شده باشد.
|
|
|
|

|
|
تزئینات پوشش ایوان
|
|
|
|
|
بنا بر همين نظريه اين دو محراب كوچك مدتي در زير لايه كاشيهاي دوره تيموري مخفي بوده و پس از معدوم شدن كاشيها به
تدريج ظاهر شده است. زيرا كيفيت مسالح معماري و شواهد ديگر
نشان مي دهد كاشيها پس از ايجاد محراب در جاي خود
نصب گرديده است. نقش مياني كتيبه محراب سمت راست حاوي تكرار نام محمد «ص» در ميان يك دايره و بر بالاي ان عبارت «نصر من الله و فتح قريب و
بشر المومنين» ديده مي شود. پوشش فضاي زيرين ايوان مزين به
كاربندي هنرمندانه و فيلپوشهاي ايوان با مقرنسهاي
بسيار زيبا آراسته شده و بخش بالاي آن را با قايقهايي از نوع قوسهاي برجسته مربع پوشش داده اند.
آنچه در حال حاضر در بالاترين نقطهايوان مشاهده مي شود، دوگلدسته يا مأذنه كوچك به ارتفاع تقريبي 5 متر است كه
بناي آن را به شخصي به نام «شيخ اسمعيل خان مستوفي الممالك»
مستوفي كل كابل و قندهارمقارن با حكمراني نادرشاه
افشار نسبت مي دهند.
اين گلدسته ها كه بيشتر ساختار آن شبيه به گنبد كلاه فرنگي است به صورت شش ضلعي ساخته شده و هر ضلع آن چشم
انداز وسيعي به اطراف دارد.
|
|
ايوان رفيع مزاربا صلابت خاص خود داراي تزئينات كاشيكاي معرق و برجسته، مقرنس، قطاربندي و كاربندي است كه با شيوه اي
هنرمندانه در معماري آن اجرا شده است. كاشيكاري هاي ايوان
متعلق به دو دوره متفاوت است. كاشي فيروزه اي شش
گوش منقوش كه با نقوش گل و برگ، ستاره شانزده به رنگ هاي سياه، لاجوردي و فيروزه اي بر زمينه سفيد تزئين شده و كاشيهاي فيروزه اي تيره رنگ كوچك
به شكل مثلث كه با تقوش اسليمي به رنگ سايه كه چهار گوشه
كاشيهاي شش گوش بزرگ را پر نموده اند.
نوع دوم ان كاشيكاري معرق دوره صفوي است كه
تمام نماي ايوان، از اسپر و پيشاني تا زير قوس
را در بر گرفته و با نقوش هندسي، حيواني،گياهي و كيبه هاي ثلث به رنگهاي سفيد، آبي ، فيروزه اي، لاجوردي، سبز روشن و قهوه اي روشن پوشش داده
است. ظاهراً پس از پايان معماري، ايوان به صورت امروزي
داراي تزئينات نبوده و در قرون بعد به امر شاه عبارس
اول صفوي اسپرها و داخل آن و به خصوص حاشيه بيروني سر در با كاشيهاي معرق آراسته شده است. گويا اين عمل شاه عباس در سال 1022 ه.ق پس از
مراجعت و در پيشاني آن به خط ثلث تركيبي و تزئيني و با دانگ
جلي نوشته شده است.
بر كتيبه واقع در پيشاني
ايوان كه به رنگ سفيد بر زمينه لاجوردي است به قلم شيواي ثلث آمده است:
«اتفق بتجديد هذه العماره الرفيعه في اوان دوله الخاقان الاعظم نتيجه اولاد خير الامم نقاره احفاد نبي المكرم
ابوالمظفر شاه عباس الحسيني الموسوي خلد الله ملكه»
كتيبه ديگر ايوان از پايين آن آغاز گرديده و پيرامون حاشيه را با مضمون سوره مباركه «الملك» از ابتداي سوره تا
پايان آن به خط ثلث ترميبي سفيد بر زمينه لاجوردي آراسته
است.
«بسم الله الحمن الرحيم ، تبارك الذي بيده الملك و هو علي كل شي قدير الذي خلق الموت و الحيوه ليبلوكم ايكم احسن
عملاً و هو العزيز الغفور الذي خلق سبع سموات طباقاً ما
تري في خلق الرحمن من تفوات فارجع البصر…»
اوج تزئين ايوان با بكارگيري نقوش متنوع اسليمي در بناي ايوان به منصة ظهور رسيده است. نماي اين قسمت از مجموعه
با زيباترين رنگ ها به ويژه لاجوردي به عنوان زمينه كار
وتزئينات مارپيچ، با توجه به ظرافت، بيشتر زيبنده نقش
و نگار كتب خطي است.
پرده پر نقش و نگار سردر ايوان در تكرار موزون عناصر تزئيني به
صورت
شمسه هاي زرين كوچك كه
نور حيات بخش خود را بر ميان توده
|
|
شاخ و برگ اسليمي پخش مي نمايد، همگي
تاكيد بر كار استادانه هنرمندان اين بنا است. ار جمله با شكوه ترين از
تزئينات نقش دو اژدها در مقابل
يكديگر است كه در لچكي سر در ايوان اين مجموعه ديده مي شود ودر انتهاي دو اسليمي پيچ دار با دهاني گشوده قرار گرفته اند.
در اوستا و ديگر متون
عصر ساساني از موجود خطر ناكي بنام «اژدري» از گروه پديده هاي اهريمني نام برده شده و امروز در ايران «اژده» ناميده مي شود. علاوه بر
ان قهرمانان شاهنامه نظير فريدون، گشتاسب،
بهرام گور، رستم و اسفنديار با آن جنگيده اند. اما از نظر مفاهيم چيني اين حيوان نماد پاسداري و حفاظت است. نگار و نقش
برجسته هاي اژدها در دوره مغول به مفهوم چيني
و بودائي خويش بيشترين نفوذ را در تزئينات وابسته به هنر معماري ايران داشته است و در مكانهاي گوناگون از جمله سردر،
مدرسه، كاروانسار، آرامگاه، اماكن مقدسه و …
ايرانيان نيز نقش اژدها را نزديك به اعتقاد چيني ها و با تغييراتي با ذوق و سليقه اي خود به كار برده اند. تا آنجا كه
مفاهيم آن به تدريج در فرهنگ
و هنر ايران مستحلي گشته است. اژدها در آثار ادبي و همچنين مفاهيم عرفاني
نقش
مهمي را ايفا كرده است، به طور مثال مولوي در اشعار عرفاني
خويش اژدها را با مفهوم نفس
سركش و طغيانگر به كار برده است و اژدهايي كه از عصاي حضرت موسي «ع» سر
برآورد، قدرت و عظمت پرودگار را
در برابر دشمنان به ويژه فرعونيان نشان داد.
|
|
|
|

|
|
نمای ایوان رفیع
مجموعه
|
|
|
|